همگام با رسانه – در یادداشتی تحلیلی، وحید عبادی، دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، به بررسی مفهوم «رشد پس از سانحه» و نقش جنگ‌ها و بحران‌ها در شکل‌گیری این نوع رشد روانی پرداخته است.   ✍️او با اشاره به یافته‌های روانشناسی در این مورد  می‌نویسد:  در روانشناسی مفهومی به نام «رشد پس […]

همگام با رسانه – در یادداشتی تحلیلی، وحید عبادی، دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، به بررسی مفهوم «رشد پس از سانحه» و نقش جنگ‌ها و بحران‌ها در شکل‌گیری این نوع رشد روانی پرداخته است.

 

✍️او با اشاره به یافته‌های روانشناسی در این مورد  می‌نویسد: 

در روانشناسی مفهومی به نام «رشد پس از سانحه» وجود دارد. تحقیقات نشان می‌دهد برخی از انسان‌ها در مواجهه با بحران‌ها، نه‌تنها فرو نمی‌ ریزند بلکه به سطح بالاتری از رشد فردی می‌رسند. جنگ و بحران می‌تواند انسان را از روزمرگی بیرون بیاورد و فرصتی برای بازنگری در سبک زندگی، ارزش‌ها و اولویت‌ها فراهم کند. بسیاری از افراد در چنین شرایطی تصمیم‌های مهمی می‌گیرند؛ عادت‌های ناسالم را کنار می‌گذارند، روابط خود را اصلاح می‌کنند و نگاه عمیق‌تری به زندگی پیدا می‌کنند. در واقع، بحران اگر با آگاهی مدیریت شود می‌تواند به نقطه‌ای برای بازسازی فردی تبدیل شود.

شکستن روزمرگی و فرصت باز تعریف زندگی”

او معتقد است : یکی از ویژگی‌های شرایط بحرانی این است که نظم تکراری زندگی روزمره را می‌شکند. در شرایط عادی، انسان‌ها اغلب در الگوهای ثابت رفتاری باقی می‌مانند و کمتر به تغییرات اساسی فکر می‌کنند. اما بحران‌ها انسان را مجبور می‌کنند دوباره درباره برنامه‌های زندگی، اهداف شخصی و مسیر آینده فکر کند. از نگاه روانشناسی رشد، این لحظات می‌توانند نقاط عطفی باشند که فرد در آن هویت خود را باز تعریف می‌کند و نسخه به‌ روز تری از خود می سازد.

 

مدیریت مصرف اخبار؛ یک مهارت سلامت روان” 

وحید عبادی با استناد به پژوهش های روانشناختی در این مورد توضیح می دهد : در زمان بحران، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های روانشناختی «مدیریت مصرف رسانه» است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد افرادی که به‌طور مداوم اخبار بحران و جنگ را دنبال می‌کنند، بیشتر در معرض اضطراب، استرس و علائم شبه‌ تروما قرار می‌گیرند. ذهن انسان ظرفیت محدودی برای پردازش تهدیدهای مداوم دارد. بنابراین توصیه متخصصان این است که افراد زمان مشخصی برای دریافت اخبار تعیین کنند و از غرق شدن مداوم در جریان خبرها پرهیز کنند. حفظ تعادل در دریافت اطلاعات، به حفظ آرامش روانی کمک می‌کند.” کنجکاوی خبر و فشار روانی” بخش زیادی از پیگیری مداوم اخبار، نه از نیاز واقعی بلکه از کنجکاوی ناشی می‌شود. اما ذهن انسان هر خبر تهدیدآمیز را به‌عنوان خطری واقعی برای بقا تفسیر می‌کند. نتیجه آن افزایش هورمون‌های استرس و شکل‌گیری اضطراب مزمن است. از دیدگاه روانشناسی سلامت، پیگیری افراطی اخبار—به‌ویژه از منابع هیجانی و تحریک‌کننده—می‌تواند یکی از عوامل مهم فرسودگی روانی در شرایط بحران باشد.

به گفته وی، مفهوم جنگ روانی؛ که مهم ترین میدان نبرد در بسیاری از مطالعات تاریخی و نظامی، تأکید شده است که بخش بزرگی از جنگ‌ها در حوزه «روان» انسان‌ها رخ می‌دهد. از متون کهنی مانند «هنر جنگ» سان تزو تا نظریه‌های مدرن جنگ شناختی، همگی بر این نکته تأکید دارند که تضعیف روحیه و ایجاد تردید در جامعه، یکی از مؤثر ترین ابزارهای دشمن است. به همین دلیل، آگاهی از این سازوکارها می‌تواند به افراد کمک کند تا در برابر عملیات روانی مقاومت بیشتری داشته باشند.  در” هدف عملیات روانی؛ ایجاد ناامیدی جمعی” عملیات روانی معمولاً تلاش می‌کند احساس ناتوانی، ترس و بی‌اعتمادی را در جامعه تقویت کند. وقتی مردم احساس کنند آینده‌ای وجود ندارد یا هیچ کنترلی بر شرایط ندارند، توان تصمیم‌گیری و کنشگری آنها کاهش می‌یابد. در روانشناسی به این وضعیت «درماندگی آموخته‌ شده» گفته می‌شود. شناخت این الگو به ما کمک می‌کند تا بدانیم بسیاری از پیام‌های رسانه‌ای با هدف تأثیرگذاری بر احساسات و ادراکات ما طراحی شده‌اند. در این شرایط، در ” بحران بیرونی و جنگ درونی انسان” 

جنگ‌ها تنها در میدان‌های فیزیکی رخ نمی‌دهند؛ در درون انسان نیز نوعی مواجهه روانی شکل می‌گیرد. بحران می‌تواند احساس پوچی، اضطراب یا پرسش‌های عمیق درباره معنا و هدف زندگی ایجاد کند. از نگاه روانشناسی وجودی، چنین لحظاتی  اگر درست مدیریت شوند می‌توانند انسان را به درک عمیق‌تری از معنای زندگی و مسئولیت فردی برسانند.

این دانشجوی دکتری روانشناسی، نقش «باورها و معنای زندگی» را یکی از مهم‌ترین عوامل تاب‌آوری در برابر تروماهای روانی می‌خواند و معتقد است افرادی که زندگی خود را در چارچوب معنا، ایمان یا اهداف والاتر تفسیر می‌کنند، در مواجهه با بحران‌ها مقاوم‌ترند. او یادآور می‌شود که نگاه واقع‌گرایانه به زندگی و پذیرش اینکه چالش‌ها بخش طبیعی حیات انسانی هستند، می‌تواند از شوک روانی در زمان بحران بکاهد. ” نگاه واقع گرایانه به چالش های زندگی” نیز یکی از خطاهای شناختی رایج، نگاه بیش از حد ایده‌آلیستی به زندگی است؛ اینکه تصور کنیم زندگی باید همواره آرام و بدون بحران باشد. در حالی که تاریخ بشر نشان می‌دهد چالش‌ها و بحران‌ها بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی انسان هستند. پذیرش این واقعیت به انسان کمک می‌کند که در مواجهه با سختی‌ها کمتر دچار شوک روانی شود.

در پایان این یادداشت، وحید عبادی به ” رشد انسان در دل چالش ها” تاکید می کند که بسیاری از دستاوردهای فردی و اجتماعی بشر در دل شرایط دشوار شکل گرفته‌اند. از دیدگاه روانشناسی رشد، چالش‌ها می‌توانند باعث افزایش مهارت‌های شناختی، تقویت اراده و توسعه ظرفیت‌های روانی شوند. انسان در مواجهه با دشواری‌ها یاد می‌گیرد چگونه سازگار شود، مسئله حل کند و توانایی‌های پنهان خود را کشف کند.

  • نویسنده : وحید عبادی دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد واحد تبریز
  • منبع خبر : قرارگاه کنش‌گری رسانه ای و فضای مجازی دانشگاه آزاد اسلامی استان آذربایجان شرقی